X
تبلیغات
رایتل
 
ღஜღ سیب زمینی خسته ღஜღ
یکشنبه 22 اسفند‌ماه سال 1389 :: 11:56 ق.ظ ::  نویسنده : bita

سلام 


یه مدت مرخصی بودم دوباره ظاهر می شویم


آقا یه دوره بازرسی جوش رفتم چهار روزه...پسر دایی(عمه) بنده که عمران خونده گفت این دوره هستش و مفیده واسه رشته تون....منم گفتم می رویم دیگه...حالا یه چیزی که یاد می گیرم دیگه


خلاصه چشمتون روز بد نبینه قرار نبود کلاسا اینجوری نباشه که!!!من گفتم حتماً داخل دانشگاهی جایی هستش!!!حالا نگو که اینا جمعیت ثبت نامیشون شده 200  نفر جاشون رو تغییر میدن...آقاهه می گفت ما هر جا رفتیم چون شما بیشترتون دانشجویید و الان دیگه کسی به دانشجو جماعا جا نمی ده...چون اصولاً این قشر خطرناک می باشند.......محل برگزاری تقریباً یه مجتمع بود که یه آمفی تئاتر داشت و کلاسها اونجا برگزار می شد و منطقش هم پایین شهر بود..ساعتش هم از هشت صبح تا شش عصر...تقریباً غش زده می شدم و کلاً زود می خوابیدم ....اینترنت بازی هم دیگه نتونستم


امکانات اطرافش 0 بود و من که می ترسیدم از اونجا چیزی واسه ناهار بخرم (طبق دستور خواهرم البته) کلاً خیلی فاجعه ناک بود


آهان مهتمرین معضل هم این بود که ما فقط 3 تا خانوم بودیم...یه نفر که شاغل بود و با همکارش 2 روز اومد...یه نفر که کلاً یه نصفه روز اومد و دقیق نفهمیدم کی بود....


و من بودم و من میون این همه برادر...نمی دونین چقد چپ چپ نیگا می کردن....انگار من یه ناخالصی بودم...و صد البته خیلی هم پر رو بودن...میومدن می پرسیدن شما از کجا اومدید دیگه؟!!!چی می خونی و ...منم کلاً به هیچ کی نگفتم کجا می خونم


بالاخره خیلی سخت بود...اما من کلی تو این کلاس اعتماد به نفسم رفت بالا...چون کسی نبود باهش حرف بزنم کلی گوش می کردم و جوابای استاد رو هم من می دادم این برادران هم دیگه در نقش......


کلاً خوب بود....خدا رو شکر....دیگه زین پس جایی جوشی چسبی خواستین من در خدمتم