X
تبلیغات
رایتل
 
ღஜღ سیب زمینی خسته ღஜღ
شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1390 :: 12:29 ب.ظ ::  نویسنده : bita

سلام


از ترم دیگه قراره یه جا برم درس بدم...نمی دونم کار درستیه یا نه!فعلاً به من دوتا درس دادن واسه تدریس توی سه روز هفته...


رفتم یه مانتو مثلاً خانومی  بخرم...اصلاً یه اوضاعی بود...واسه من که کلاً به مانتوهای جلف  (یعنی اساساً مانتوهایی که یه چیز خاص داشته باشن یعنی یه جوری باشن که با بقیه فرق کنن شاید خیلی زشت باشن اما مهم اینه که خاصن) علاقه دارم خریدن اینجور مانتوها رسماً خیلی فاجعه انگیز بود....

اصولاً علاقه ای هم به طول کشیدن خرید ندارم به نظرم خیلی مسخره ست!کلاً باید زود خرید کرد...اما این دفعه مگه می شد زود خرید کرد؟!!!مامان گرامی کلاً توضیح می دادن در مورد هر کدومش...بگذریم...الان که اینو می بینم کلی به خودم می خندم به این وضعیت پوششی!!!


من قیافم خیلی کمتر از سنم هستش....یعنی  الان در حد ترم یکی می باشم...فکر کنم اگه قرار باشه برم سر کلاس همه اول یه مدت شوکه بشن باید قیافه ی بچه ها دیدنی باشه اون لحظه