امروز بعد مدتها تصمیم گرفتم اتاق بیچاره که داشت کپک می زد رو تمیز کنم.چشمم به آلبوم بچگی هام افتاد و دیگه....
یه عکس بود زمانی که کودکستان می رفتم ...یه مسابقه برگزار شده بود که باید رو چشمهات یه ماسک میذاشتی و به طرف یه هدف می رفتی و دستت رو میذاشتی رو نشونه....از قضا بچه های ساده هم با گذاشتن ماسک چشماشون رو می بستن ...اما من که... چشمهام رو باز گذاشته بودم از طریق یه سوراخ هدایت گشته و این مسابقه ی دشوار رو بردم و کلی تشویق شدم و جایزه هم گرفتم...
یه دوستی داشتم که بسی حسود بود...یادمه اون زمان همیشه موهام رو خرگوشی می بستم و این دوست بدجنس فردای مسابقه یه کوچولو از موهای نازنینم رو از پشت سرم قیچی کرد من هم که بسی سوگلی معلممون بودم اینقد گریه کردم که اون بدبخت....
هر وقت به این ماجرا فکر می کنم وجدان درد می گیریم
امروز هم یکی از اون روزهاست اما نمی دونم بخندم یا گریه کنم
بازم جای شکرش باقیه که خودت می دونی چه کار کردی!!!٬





متقلب ...!!!!
حالا که اعتراف کردم اینطوری دعوام نکنین...گناه دارم
به نظر من بیشتر باید گریه کرد تا خندید! چون خاطره دوران کودکیه که شیرین ترین دوران زندگی آدمه و هیچ وقت هیچ وقت تکرار نمیشه
کاش دنیا یه دکمه رو به عقب داشت تا همه ما میتونستیم توی دنیای واقعی به عقب برگردیم 
ازین چیزا بگذریم، چه حالی میداد دوران بچگی. خیلی شیرین و دوست داشتنی بودن خاطرات
راست میگین
....خیلی شیرین بود....مثل آبنبات چوبی


منظورتون همون ساعت برنارد دیگه؟؟آیا؟؟!!
حالا اشکالی نداره شاد هم باشیم...مگه نه؟؟!!!شادی بهتر تر تره
سلام
من زیاددلم نمیخوادبه کودکیهام برگردم ،آخه اونوقتها واقعا کودکی کردیم وخیلی خوشیها بود ،می ترسم اگه ساعت برناردم داشته باشم وبرگردم ،بزنم خرابش کنم به خاطرهمین دلم نمی خوادبرگردم(اینم یه جورشه دیگه)
خودمونیم ،خیلی بلابودی،حالاهم اینجوریاست؟
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
روزهامی روند
صندلی راحتی ام هست
توهستی
وپنجره هابازند....
سلام
مرسی ممنونم
البته قشنگه که یه کوچولو بریم و یه سر بزنیم اون قدیما

چه شعر قشنگی
گویا همچنان همین گونه است
سلام دوست عزیزم .
عید شما مبارک .
فردا براتون عیدی دارم میخوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فعلا تا فردا بای
سلام دوست گلم
عید شما هم مبارک
چشم اومدم مهمونی
سلام
















سلام

من که گیج شدم
حالتون خوبه آیا؟!!!
بیخیال وجدان بابا نمیدونی مگه میگن:
دو چیز رو فراموش کن.اگر بدی به کسی کردی و اگر خوبی از کسی دیدی
دو چیز را از یاد مبر اگر بت بد کردن و اگر خوبی به کسی کردی.
خلاصه خوب کردی این روزا نزنی خوردی .و تو باید خوشحال باشی که قبل از اینکه به این روزا برسی اینو میدونستی و هی زدی و در رفتی...!
مرسی


...باور کنین
اما خب وجدان درد هم بد دردیه دیگه
روزگار کودکی خیلی قشنگه...خیلی
راستی من در این حد هم خبیث نبودم که در برم
عجب!
خوب کلک میزنی؟ هان!
شیطون..
چه میشه کرد دیگه...آدم شیطون شیطنت می کنه دیگه
سلام خانومی.
منم از اون عکسا دارم مال کودکستان یادش بخیر وقتی نگاش میکنم لحظه ای که عکاس عکس میگرفت رو به خاطر میارم.
میگم فکر کن یهو اون دوستتو ببینی چه باحال میشه کلی میخندی به اون روزا
دوست گلم خیل قشنگن اون روزا خیلیییی
آپ بودم بیا..
نسا جان واسه ورود به بلاگت مشکل دارم...میشه چک کنی آدرس رو ؟؟!!!
سلام بیتا خانم
گریه نکن همین که وجدان درد داری کافیه
امروز اتفاقات بچگی در ابعاد بزرگتری رخ می دهند و اشتباهات کودکی با ابعاد بزرگتری تبدیل به گناهان بزرگ میشن
همین که ناراحتی از اشتباه بچگی هات یعنی امروز قصد نداری اونها رو تکرار کنی و این یه نعمت بزرگه
سلام دوست گلم
چشم سعی می کنم دیگه اشتباهاتم رو تکرار نکنم
ممنون واسه دلداری
حالا چرا اسم وبلاگتو عوض کردی؟ میخواستی ببینی کی زودتر میفهمه؟
هویجوری
گفتم طفلکی بی هویته....پس فردا که مرد از کجا بدونن کی بوده!!!
سلام بیتاجونی خوبی؟ممنون که به وبم سر زدی من لینکت کردم دوست داشتی بلینکم
سلام دوست خوبم...خواهش میشه
....ممنونم
سلام خانومی خوبی.تایتل نو مبارک
حالا چرا سیب زمینی؟؟؟؟
شیرینی باید بدی دیگه
سلام دوست گلم

یه سیب زمینی که خسته ست و حتی به درد چیپس هم نمی خوره
گفتم سیب هوایی بذارم ریا میشه
راستش این روزا خیلی خسته ام...کاملاً احساس سیب زمینی بودن می کنم
سلام
مرسی لط فداری به مل
کارت درسته
معلومه بچه شرور وزبلی بودی
الانم هموجوری هستی؟
سلام...خواهش می کنم


والا از قدیم گفتن از کوزه همان برون تراود که در اوست
الان دزش کم شده ولی کلاً شادم همینجوری الکی
پاشو بیا...!
چشم
سلام


میدونستم از بچگی آب زیر کاه هستی
بالایی شوخی بود
یاد دوران کودکی بخیر
سلام
...فک کنم هنوز آثار اون سیمبل های بالا وجود داره
بچگی!!!شما...اونجا اینجا
ممنونم...واقعاً یادش گرامی
بیتا میکشمت!(الان یعنی ناراحتم)
رفیق نیمه راه شدی
چک شد
آپیدم بدو بیا
من؟؟چرا؟؟؟ آقای پوآروووووووو
کمک...من قراره من رو به قتل برسونه
چشم دوست خوبم اومدم...ببشخید
؟؟
نیدونم...
مهم نیست که منو یادت میاد یا نه.
مهم اینه که من تو رو یادم میاد.
اومدم بهت سر بزنم ببینم چیکارا میکنی.
دیدم دورو برت شلوغ شده منو فراموش کردی.
برات خوشحالم.
بای.
سلام
...نه کاملاً یادمه...اون راهنمایی ارزنده ی شما رو که خیلی کمکم کرد
ممنون که اومدین
من چند بار اومدم که..شما ما رو فراموش کرده بودین که
سلام
بیصبرانه منتظر مطالب بعدیت هستم
سلام
ممنونم
من نمی دونستم که تو از بچگیت بلا بودی بیتا
آذر جون می بینی که دست خودم نیست...ذاتیه دیگه
سلام گلم
بابادست بجنبون بروزش کن
سرم بزن
سلام
الان رفته رفرش بشه...چشم...مرسی که سر می زنید به این بیغوله
بابا مغزن دچار هنگینک شده
کلی تو پیوندات گشتم تا شاید ببینم کجام آیا...!
اما...!
بابا گلابتون ما تو رو تو قلب مون لینکیدیم.دست مریزاد...!
در هرصورت میدونی که ظرفیت ها بقدری پایینه که منو با درج یه همچین پست خالی از هر خط قرمزی له کردن.آدرس جدیدمو گذاشتم.
سلام

ممنون که سر زدین...اِ....چطور ندیدین؟آیا؟؟!!!آها یافتم عینکتون همراهتون نبوده
آدرس جدید هم مبارک
ای وای دیدی اشتباهی اسمتو گلابتون گفت؟!
اشتباه که نه سوتی بود.کلی قیافه حق بجانب گرفته بودم.
ببخشید
ایرادی نداره....ما همه با هم هستیم