X
تبلیغات
رایتل
 
ღஜღ سیب زمینی خسته ღஜღ
یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 :: 11:53 ق.ظ ::  نویسنده : bita

 سلام


مامان بزرگی دارم بس جوان اندیش یعنی آخر جوونین ها...یه چند روزی که رفته بودیم مسافرت بیشترتر این موضوع رو فهمیدم 


فکر کنین مثلاً از من می پرسن: این مانتو رو از کجا خریدی؟سایز منم داشت؟!!!اصلاً یه ماجرایی داشتیم ما!!!نمی دونم چرا کلاً از وسایل من خوششون میاد!!!شایدم من خیلی پیر اندیشم!!!یعنی ممکنه آیا؟!!!


- پی نوشت 1 : گمونم فردا اولین روز ماه رمضون باشه، پیشاپیش بهتون تبریک می گم...ماه رمضون رو دوست می دارم بسی، نمی دونم چرا کلاً یه جور دیگه ست


- پی نوشت 2 : یه جا خونده بودم هر 39 روز از دوستانتون یه خبر بگیرید که اگه مرده بودن لااقل به چهلم برسید!امروز خیلی خجالت کشیدم،یکی از دوستان دوران دبیرستانم همیشه یادم می کنه اما نمی دونم چرا من همیشه یادم میره!!!خواهشاً شما اینطوری نباشید (من که امروز از دست رفتم که)